محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

2372

تاريخ الطبرى ( فارسي )

كردنى يا اصلاح ميان مردم فرمان دهد . مىخواهيم كسانى را كه خدا گفته و پيمبر خدا فرمان داده از صغير و كبير و مرد و زن براى اصلاح برانگيزيم ، كار ما چنين است شما را به معروف مىخوانيم و از منكر منع مىكنيم و به تغيير آن ترغيب مىكنيم . » محمد گويد : ابو الاسود و عمران از پيش عايشه برون شدند و پيش طلحه رفتند و گفتند : « براى چه آمده اى ؟ » گفت : « براى خونخواهى عثمان » گفتند : « مگر با على بيعت نكرده اى ؟ » گفت : « چرا اما شمشير روى گردنم بود ، اگر على ميان ما و قاتلان حايل نشود بر كنارى او را نمىخواهم » گويد : آنگاه پيش زبير رفتند و گفتند : « براى چه آمده اى ؟ » گفت : « براى خونخواهى عثمان » گفتند : « مگر با على بيعت نكرده اى » گفت : « چرا ، اما شمشير روى گردنم بود ، اگر ميان ما و قاتلان حايل نشود بر كنارى او را نمىخواهم » آنگاه آن دو كس پيش عايشه باز گشتند و با وى وداع كردند ، عايشه با عمران وداع كرد و گفت : « اى ابو الاسود مبادا هوس ترا به جهنم بكشاند و اين آيه را خواند : * ( كُونُوا قَوَّامِينَ لِلَّه شُهَداءَ بِالْقِسْطِ 5 : 8 ) * [ 1 ] يعنى : براى خدا قيام كنيد و به انصاف گواهى دهيد پس آنها را روانه كرد و منادى وى نداى رحيل داد ، آن دو كس پيش عثمان ابن حنيف رفتند و ابو الاسود پيش از عمران سخن كرد و شعرى خواند به اين

--> [ 1 ] مائده 5 آيه 11